توسط انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس وبه نقل از خبرگزاري كتاب ايران:
"شش خاطره و يك شكست" غلامحسين دريانورد منتشر ميشود
غلامحسين دريانورد، نويسنده از انتشار نمايشنامه خود با عنوان "شش خاطره و يك شكست" خبر داد و گفت: اين اثر كه بر اساس خاطرات خودم در دوران جواني و تجربه نزديك جنگ نوشته شده، در چهارمين دوره انتخاب نمايشنامههاي برتر مقاومت برگزيده شده و توسط انجمن تئاتر انقلاب و دفاعمقدس در دست انتشار است. غلامحسين دريانورد، در گفتوگو با خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) اظهار داشت: نمايشنامه "شش خاطره و يك شكست"، با موضوع دفاعمقدس و شامل 7اپيزود است كه توسط رزمندهاي به نام "يحيي" ـ شخصيت اصلي داستان ـ به هم پيوند ميخورند.
وي با اشاره به واقعي بودن اتفاقات اين نمايشنامه افزود: 6 اپيزود اول نمايشنامه "شش خاطره و يك شكست"، به بيان خاطرات "يحيي" از عملياتهاي طريقالقدس، فتحالمبين، والفجر8 و 10، كربلاي 4 و امضاي قطعنامه ميپردازد و در بخش آخر نمايشنامه، سرنوشت يحيي پس از گذشت 20 سال از جنگ تحميلي توصيف ميشود. يحيي، در حاليكه حرفه نويسندگي را انتخاب كرده، در جستوجوي شخصيت و پيشينه خود در دوران دفاع مقدس است.
نويسنده كتاب "تا فراسوي دريا" در ادامه يادآور شد: نمايشنامه "شش خاطره و يك شكست"، در چهارمين دوره انتخاب نمايشنامههاي برتر مقاومت برگزيده شد و به همين مناسبت، توسط انجمن تئاتر انقلاب و دفاعمقدس در دست انتشار است.
دريانورد در پايان از انتشار 2 كتاب جديد خود با عناوين "گلگون و دريايي و "دريا و شب هاي صدف" با محوريت دفاعمقدس خبر داد و گفت: اين دو اثر، در آيندهاي نزديك توسط انتشارات دريانورد متشر خواهند شد.
غلامحسين دريانورد، متولد سال 1342 از بندر گناوه و داراي مدرك كارشناسي ارشد ادبيات نمايشي است. وي در حال حاضر، مدير مسوولي انتشارات دريانورد را برعهده دارد.
از جمله آثار وي ميتوان به "از درس و مشق شیدایی..."، " از عشق و نیمکتهای خالی؛ "رهآورد آورد"، "تا ساحل سپيد سعادت" "فانوسهاي ساحلي" و بيا كنار دريا اشاره كرد.
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۱/۲۶ ساعت توسط غلامحسین دریانورد
|
نگاهي به مجموعه شعر در جشن جنوبي چشمانت سروده غلامحسين
دريانورد
شعر چيست؟ هر مجموعه اشعار و گاهي هر شعر يك شاعر پاسخي
به اين پرسش است. بسياري از شاعران در طول دوران حيات و كار خويش، پاسخهاي
متفاوت و گاه متضادي به اين پرسش دادهاند. پاسخ برخي به اين سوال بدعتي
در جهان شعر تلقي شده و بسياري ديگر نيز پاسخي مطابق سنت ادبي غالب به اين
پرسش دادهاند.
يكي از پاسخهاي آشناي شاعران معاصر به اينمساله، توجه به خاصيت ثبت احساسات شعر است.
آنها شعر را عصاره لحظه عاطفي قوياي دردورهاي از حيات شاعر ميدانند. زبان، فرم و معنا در اين اشعار وابسته
به آن لحظه و آني است كهشاعر به سرايش
پرداخته است. رسالت چنين شعري انعكاس هر چه دقيقتر آن لحظه است. درجشن جنوبي چشمانت، اولين (و تا امروز آخرين)
مجموعه اشعار به چاپ رسيده از غلامحسيندريانورد نيز در پي چنين نگاهي به شعر و شاعري سروده و چاپ شده چنان
كه خود شاعر درابتداي مجموعه مينويسد:
اميدوارم اين عكسهاي يادگاري را از من بپذيريد. عكسهايي
از روزها و لحظههايي كه به سرعت ازكنارم
گذشتند...
دريانورد با اين نگاه در قالبهاي مختلفي طبع آزموده است.
اشعار او در اين مجموعه، كه از چهاردفتر
تشكيل شده، به صورت شعر سپيد بيوزن، غزل و دوبيتي سروده شدهاند. دوبيتي كهنترينقالبي است كه وصف و ثبت لحظههاي شاعرانه
به طور سنتي در اين قالب انجام ميشده،دريانورد نيز به درستي از اين قالب استفاده كرده است. دوبيتيهاي او
آميخته با حال و هوايبومي و بندري است
كه اكثر شعرهاي او را در برگرفته:
همه ياران زخشكي
خسته بودند
به بحر عاشقان پيوسته
بودند
دريغا مثل يك لنج
شكسته
دل من را به ساحل بسته بودند (دفتر چهارم، بندريها)
بخشي از دوبيتيهاي او نيز علاوه بر نزديكي در مضمون، اظهار
ارادتي مستقيم به فايز دشتستانياست:
عمو فايز! دوبيتي بي تو تنهاست
و تنهاتر ز آن چشمون
درياست
پريشون در پريشون
شروههايم
دلم شام غريبون پريهاست (دوچشمون دوبيتيهاي خوبي، دفتر
سوم، با فانوس قديميشروهها شعرهاي سپيد
كوتاه نيز در ميان انواع شعر نو، قالب تثبيت شدهاي براي همينلحظهنگاري است. چنان كه در شعر بسياري از شاعران
سنت نو مثل احمدي، جلالي، م.آزاد و...به
چنين اشعاري برميخوريم. در برخي از اين اشعار دريانورد موفق ميشود مخاطب را
با خودهمراه كند و احساس و خيال او را
برانگيزد ازجمله:
راه هست و
شروهاي در غبار
و خاطراتي كه
با من راه ميروند
نيمي زخمي
نيمي شهيد
و نيمي خسته و خاكآلود!
(دفتر اول، تبسمي
ساده و پيشانيبند سبز)
در برخي ديگر دريانورد
چيزي به مخاطب ارائه نميكند تا لحظههاي او را خاصيتي فراتر ازلحظههاي همگاني ببخشد. به طور مثال در دفتر
سوم، با نام چند ترانه و كمي مشكلگشا، كه اكثرشعرهاي آن در قالب سپيدند و دغدغههايي روزمرهتر
را نيز تصوير ميكنند: صفحه سفيد است /پر
از سكوت و سايه و سلام / پر از آغاز / بر بالين آن بخواب و / روياهاي سبز خود
را / بنويس.
غزلهاي اين 4 دفتر
نيز يا با همين كيفيت لحظهنگارانه سروده شده يار و يادي رفتهاند، بخصوصدر دفتر اول كه بيشتر ياد ياران شهيد شاعر را
زنده ميكنند. به طور مثال در غزل علمداران شيدا كهبه سرداران شهيد استان بوشهر تقديم شده با
مطلع: شهادت در شهادت سبز مرداني برين بودند /علمداران شيدايي كه با طوفان عجين بودند. يا
شعر حقتقدم كه بخصوص از لحاظ ايجاز يكي ازاشعار برجسته اين دفتر است با مطلع: هر كجا بودي تبسم با تو بود / اي
كه درياي تلاطم با تو بود.در برخي از
غزليات اشكالات وزني و عروضي ديده ميشود يا بعضي جاها ايراداتي دررسمالخط باعث به وجود آمدن ايرادات عروضي
شده چه بهتر بود كه با دقت بيشتر چنينخطاهايي ارزش شعر را نميكاست. مثلا در خون غزل از دفتر دوم: سجاده شبهاي
مرا سرخ گرفتهاست / خون غزلي كه از
خم ابروي تو جاري است (با توجه به وزن كز درست است، در بيتهايقبلي نيز اين مساله رعايت شده).
بعضي غزلها نيز نگارش
دم شاعرانه را در قالب غزل ميآزمايد ازجمله در غزل قلم و كاغذ وسيگار. اين نوع نگاه به غزل نگاه نويني است
كه در برخي موارد موفق است اما هنوز نوعي تجربهجديد براي شاعران محسوب ميشود. در غزل، دريانورد
بيشتر به غزلسرايان شعر جنگ نزديكاست.
شباهتهايي ميان او و غزليات هراتي، امينپور و حسيني ميتوان يافت.
بسياري از شعرهاي
مجموعه، به فراخور از لغات محلي گويش جنوبي استفاده كردهاند. اين نكتهمثبتي است كه به گستره لغات شعر فارسي ميافزايد
و مخاطب آشنا را نيز با خود همراه ميكند.اما متاسفانه معني اين لغتها در كتاب نيامده كه فهم شعر و امكان تثبيت
اين لغتها در زبان را كمميكند.
از آنجايي كه شعر
جديد، بهويژه اشعار بيوزن، بيشتر دغدغه خوانده شدن دارند تا شنيده شدنيا به خاطر سپرده شدن، نحوه چاپ و ارائه شعر
بسيار مهم است. البته اين موضوع در كنار اوضاعسوت و كور چاپ شعر و مخاطب كم اين عرصه پارادوكسي
پيچيده است. به هر حال در بندرجنوبي چشمانت
در اين زمينه تجربه نسبتا موفقي است. اگر چه حجم زياد شعرها، كه حاصل دهسال فعاليت شاعر را بازتاب ميدهد، مخاطب را
دچار اشكال ميكند.
مضامين اصلي آثار
دريانورد، زندگي و افكار بوميان سواحل خليجفارس بخصوص ديار خودشگناوه و بوشهر و بندر و فرازهايي مهم از تاريخ
دفاع مقدس است. پيش از اين دريانورد درنمايشنامههايش (صيقل، حنابندون و...) در آثار مردم نگارانهاش در باب
زندگي مردم گناوه هميندغدغهها را دستمايه
آثارش قرار داده بود. همين نگاه او به عنوان يك جنوبي كه در بطن سالهايجنگ و زندگي مردم جنوب قرار داشته آثار او
را، هر چند شخصي نيز كه باشد خواندني و سندياز زمانه خود ميكند. پرداخت صادقانه آثار او چه بسا فاصله درازي تا بلوغ
نويسنده خود داشتهباشند اما همين صداقت
و همدلي او با مردم نگاه او را پذيرفتني و آثارش را خواندني ميكند. مثلباران پرندگان بهاري / ناگهان ميآييد / با
عطر خاطرههاي دور / با گلي سرخ بر سينه / دستي بهسر و صورت شهر ميكشيد / و با حجلههايي كوچك
/ كوچه ما را / تا دريا / ادامه ميدهيد.
مقصود صالحي
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۱/۲۶ ساعت توسط غلامحسین دریانورد
|