چند شعر از مجموعه فانوس های ساحلی
۱
صدای نی انباني از دور
عروسی دختر شاه پریان است
یا جشن ختنه کنان پسری در ماه
۲
نشستم و به دریا گفتم
من بچه های خود را بزرگ خواهم کرد
ترانه های خودرا خواهم سرود
بعد اگر خواستی بوسلمه هایت را بفرست
۳
بين آن دونفر
ماه تمام دست به دست مي شد
واليبال ساحلي
۴
تنها از اين بندر
دريا با چشم هاي آبيش
ترو تازه مانده است
۵
آ بي ، آ رام و بي تفاوت
دريا همان بود كه بود
بعد از تو
فقط بغض غروب سنگين تر شده است
وبلاگی برای هنر و ادبیات به ویزه شعر و نمایش و دل مشغولی های دیگر