ديدن يا نديدن

نگاهي گذرا به سرگذشت نمايش فيلم و سينما در بندر گناوه

ورود انگليسي¬ها به ايران كه به طمع نفت، به اين گوشه دنيا آمده بودند، سبب شد كه سينما، آپارات و مقوله¬اي به نام نمايش فيلم نيز وارد جنوب ايران شود. همان طور كه فوتبال نيز خود را به اينجا كشانده بود. گناوه نيز تقريبا چنين با سينما و پديده جديدي به نام فيلم آشنا گرديد. قديمي¬هاي اين شهر خاطرات تلخ و شيريني در اين باره دارند البته گويا اين نمايش¬ها محدود به افراد خاصي بود و هنوز عموم مردم لذت ديدن فيلم را نچشيده بودند. تا اينكه سر و كله ماشين¬هايي در اين بندر پيدا شد كه برخلاف همگان بارش آپارات نمايش و چند حلقه فيلم بود و سه نفر كه متصدي نمايش و راننده و ... بودند. آن¬ها در جايي در شهر اطراق كرده و معمولا حول و حوش غروب پارچه¬اي سفيد را بر سينه ي ديوار بلندي كه معمولا در ضلع شرقي و يا غربي ميدان مركزي اين بندر بود، نصب مي¬كردند و منتظر مي¬شدند تا تاريكي همه جا را فرا گيرد و در اين گير و دار البته از بلندگوي اين ماشين و سينه به سينه، زمان و مكان نمايش فيلم نيز تبليغ مي¬گرديد. تا كم كم سرو كله مردم پيدا شود و درست روبروي پرده سپيد و تا نزديكي¬هاي ديوار بنشينند و گاهي ساعت¬ها منظم باشند. عاقبت با سلام و صلوات و در سوت و كف تماشاچيان، نمايش آغاز مي¬شد و نفس¬ها در سينه¬ها حبس مي¬گرديد. حالا مردم شاهد جان گرفتن آدم¬ها، ماشين¬ها و اشيايي روي ديوار روبرويشان بودند. اغلب اين فيلم¬ها، مستند¬ها و ميان پرده¬هاي كوتاهي بودند كه موضوع¬هاي بهداشتي داشتند؛ با پيام¬هاي نظير «فرزند كمتر زندگي بهتر». البته گاهي هم مردم شاهد بودند كه چگونه حسين كلاني مهاجم وقت تيم ملي بعد از اينكه مجروح و از ميدان خارج مي¬شد، دوباره به ميدان مي¬آمد و در هياهو و تشويق تماشاچيان گل پيروزي بخشي را به ثمر مي¬رساند. مردم اين شهر ديدن فيلم را تا زمان وقوع انقلاب با پديده¬اي به نام سينما سيار و در هواي آزاد و معمولا شب¬ها تجربه مي¬كردند و گاهي از طريق دستگاه¬هاي آپارات هشت ميلي متري به شكل خصوصي به تماشاي فيلم¬هاي ده پانزده دقيقه¬اي كه به دستشان مي¬رسيد، مي¬نشستند. گاهي اين فيلم¬ها نماها و موضوع¬هايي از خود بندر بود كه افراد با ذوقي، سه دقيقه، سه دقيقه فيلم برداري كرده و به هم چسبانده بودند. البته در اين زمان مردم و جوانان شهر با پديده¬اي به نام سينما كاملا آشنا و رفتن به سينما و ديدن فيلم را در سينماهاي بوشهر، شيراز، آبادان و ... تجربه كرده بودند. به خصوص تابستان كه مي¬شد سينماهاي اطراف چهاراه زند شيراز، پايگاه گناوه¬اي¬ها بود كه در دو سه ماه تابستان از شرجي و گرما گريخته و به آنجا پناه مي¬آوردند. به همين سبب آرزو داشتند كه چرا چنين سالن¬هاي نمايشي فيلم در شهرستان نباشد و صد البته كه تا هنوز به آرزويشان نرسيده¬اند و تاجران و سرمايه گذاران اين بندر تا كنون توجيه اقتصادي براي احداث سينما پيدا نكرده¬اند! در سال¬هاي اول بعد از پيروزي انقلاب مردم اين شهر حالا به پاي فيلم¬هاي سينمايي مانند «زنده باد فلسطين» «جاسوس سه جانبه»، «نبرد الجزاير» و مستندهايي در مورد روزهاي پر تب و تاب انقلاب مي¬نشستند و لذت ديدن فيلم¬هايي كه از مركز استان مي¬آمدند، نبودند. بلكه نهادهاي انقلابي نظير سپاه، جهاد و ... آپارات¬هاي نمايش، شانزده ميلي متري تهيه كرده بودند و فيلم¬هاي مورد نظرشان را نمايش مي¬دادند. و مردم نيز با خيالي آسوده¬تر در مساجد و سالن¬هاي ورزشي مدارس به تماشاي اين گونه فيلم¬ها مي نشستند. ديگر روستاهاي اطراف نيز از نعمت ديدن فيلم بي بهره نبودند. در همين ايام تكنولوژي ديگري نيز براي نمايش فيلم، پا تو كفش سينما كرده بود؛ پديده¬اي به نام «ويدئو» و قرار بود با توجه به نامش كه برگرفته از يكي از اسطوره¬هاي لاتين «ويدئا» به معني خداي معرفت بود، در خدمت شناخت و معرفت مردم باشد و از آن جا كه اين دستگاه كالايي قاچاق محسوب مي¬شد، در سال¬هاي نخستين ظهورش عموميت نداشت و فقط بخش¬هاي فرهنگي نهادهايي چون سپاه و جهاد و ... اين دستگاه¬ها را در اختيار داشتند و فيلم¬هاي مورد نظرشان كه كم نيز نبودند، نمايش مي¬دادند. در همين حيص و بيص سپاه يك دوربين فيلم برداري ويدئويي را نيز تهيه كرده بودند و از مراسم¬هاي مختلف شهر فيلم برداري مي كرد و بلافاصله آن را به نمايش مي گذاشت كه جاذبه¬هاي ديدن فيلم را دو چندان كرده بود. در اين سال¬ها فيلم برداري نمايش فيلم از طريق آپارات¬هاي سنتي ميلي متري و 16 ميلي متري عموميت بيشتري پيدا كرده و نهادهاي مختلفي متصدي اين كار شده بودند. البته در اين بين دستگاه¬هاي ويدئو زيادي بودند كه پنهان در ملحفه¬هاي سفيد به اين خانه و آن خانه مي¬رفت و پاي فيلم و نمايش فيلم را به خانه و جمع خانواده¬ها باز مي كرد. جوانان و مردم شهر هنوز در انتظار افتتاح سينمايي بندرشان بودند و هر چند وقت شايعه¬هايي به گوش مي¬رسيد كه كسي قرار است در فلان مكان شالوده¬ي سينمايي را پي بريزد. اما چند ماه ديگر مي¬ديدند كه در آن جا پاساژي شكل مي گرفت. در اين ميان نمي توان منكر فعاليت¬هاي اداره¬ها و نهادهايي بود كه سعي مي كردند با فراهم آوردن مكاني ثابت به نمايش فيلم بپردازند. تاسيس «سينما تربيت» در سالن يكي از دبيرستان¬هاي اين شهر در اين راستا انجام گرفت كه شروع بسيار خوبي نيز داشت. با آزاد شدن ويدئو، ويدئو كلوپ¬هايي نيز در شهر شكل گرفت كه قبلا زمينه¬هاي آن توسط ويدئو كلوپي به نام «خانه دوست» فراهم شده بود. حالا مردم مي¬توانستند بدون دغدغه و نگراني فيلم¬هاي مورد علاقه خود را از اين فروشگاه¬هاي عرصه محصولات فرهنگي به امانت بگيرند و به تماشا بنشينند. در حال حاضر با اينكه هنوز سينما و سالن ويژه نمايش فيلمي در اين بندر وجود ندارد و مردم همچنان فيلم¬هاي مورد علاقه¬شان را به وسيله CD و DVD و نوارهاي ويدئويي تماشا مي¬كنند اما يكي دو سالن و جاي مناسب هست كه از طريق ويدئو پرژكشن مي توان به تماشاي فيلم نشست و تقريبا لذت ديدن فيلم بر پرده عريض سينما را حس كرد. به خصوص وقتي در اين سالن¬ها شاهد نمايش فيلم هايي در قالب جشنواره هستيم. برگزاري جشنواره فيلم رشد كه اكنون سال دوم خود را در اين بندر تجربه مي¬كند مي¬تواند مقدمه نيكويي باشد براي گسترش و توسعه فرهنگ سينما و ديدن فيلم. شايد از اين طريق در كنار تاسيس دانشگاه¬ها و شكل گيري كتابخانه¬ها و كتابفروشي¬ها و ترويج و گسترش فعاليت¬هاي ديگر فرهنگي، هنري اين بندر از اين منظر نيز رونق بگيرد.